|
رنگارنگ |
[ 2007/12/9 ] [ 0:24 AM ] [ محمود ]
[ ]
نمی دانم چه میخواهم بگویــم زبانم در دهان باز بسته است در تنگ قفس باز است و افسوس که بال مـــرغ آوازم شکسته است نمی دانم چه میخواهم بگویم غمی در استخوانم میــگدازد خیال ناشناسی آشنـــــــا رفت گهی می سوزدم گه می نوازد پریشان سایه ای آشفته آهــــم ز مغزم می تراود گیج وگمرا ه چو روح خواب گردی مات و مدهوش که بی سامان به ره افتدشبـــانگاه درون سینه ام دردیست خونبار که همچون گریه میگیرد گلویم غمی آشفته دردی گریه آلود نمی دانم چه میـخواهم بگویم [ 2007/11/26 ] [ 9:16 PM ] [ محمود ]
[ ]
برگرد بی تو بغض فضا وا نمی شود یک شاخه یاس عاطفه پیدا نمی شود در صفحه دلم تو نوشتی صبور باش قلبم غبار دارد و معنا نمی شود بی تو شکست و پنجره رو به آسمان غم در حریم آبی دل جا نمی شود دریای تو پناه نگاه شکسته است هر دل که مثل قلب تو دریا نمی شود می خواستم بچینم از آن سوی دل گلی اما بدون تو که گلی وا نمی شود دردیست انتظار که درمان آن تویی این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود زیباترین گلی که پسندیده ام تویی گل مثل چشمهای تو زیبا نمی شود بی تو شکسته شد غزل آشناییم شبنم گل نگاه مرا باز شسته است دل در کنار یاد تو تنها نمی شود گلدان یاس بی تو شکست و غریب شد گلدان بدون عشق شکوفا نمی شود باران کویر روح مرا می برد به اوج اما دلم بدون تو شیدا نمی شود رفتی و بی تو نام شکفتن غریب شد دیگر طلوع مهر هویدا نمی شود رویای من همیشه به یاد تو سبز بود رفتی و حرفی از غم رویا نمی شود رفتی و دل میان گلستان غریب ماند دیگر بهار محو تماشا نمی شود یک قاصدک کنار من آمد کمی نشست گفتم که صبح این شب یلدا نمی شود دل های منتظر همه تقدیم چشم تو امروز بی حضور تو فردا نمی شود . [ 2007/7/29 ] [ 8:35 PM ] [ محمود ]
[ ]
[ 2007/7/29 ] [ 8:2 PM ] [ محمود ]
[ ]
رهائيت بايد , راها كن جهان را نگهدار ز آلودگي پاك جان را به سر بر شور اين گنبد آبگون را به هم بشمار اين طبل خالي ميان را گذشتنگه است اين سراي سپنجي برو باز جو دولت جاودان را ز هر باد , چو گرد منما بلندي كه پست ست همت , بلند آسمان را به رود اندرون , خانه عاقل نسازد كه ويران كند سيل آن خانمان را چه آسان به دامت درافكند گيتي چه ارزان گرفت از تو عمر گران را تو را پاسبان است چشم تو و من همي خفته مي بينم اين پاسبان را سمند تو زي پرتگاه از چه پويد ببين تا به دست كه دادي عنان را ره و رسم بازرگاني چه داني تو كز سود نشناختستي زيان را يكي كشتي از دانش و عزم بايد چنين بحر پر وحشت بيكران را زمينت چو اژدر بناگه ببلعد تو باري غنيمت شمار اين زمان را فروغي ده اين ديده ي كم ضيا را توانا كن اين خاطر ناتوان را تو اي ساليان خفته , بگشاي چشمي تو اي گمشده , باز جو كاروان را مفرساي با تو تيره رائي درون را ميالاي با ژاژخائي دهان را ز خوان جهان هر كه را يك نواله بدادند و آنگه ربودند خوان را به بستان جان تا گلي هست , پروين تو خرد باغباني كن اين بوستان را [ 2007/7/28 ] [ 8:57 PM ] [ محمود ]
[ ]
اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست پس با تمام وجود فرياد ميزنم: دوستت دارم [ 2007/7/20 ] [ 10:58 PM ] [ محمود ]
[ ]
ميخوام اين بار درمورد صداقت مطالبي را بنويسم اميدوارم كه بدردتون بخوره انكه صداقت را پيشه دارددرعين فقر مادي از استغناي روحاني برخوردار است ابن بطوطهصداقت اولين دري ست كه والدين بايد به فرزندشان بياموزند شوپنهاو
انكه با خود صداقت ندارد با هيچ كس ندارد زكرياي رازيضواهر فريبنده زندگي نبايد مارا از جاده صداقت منحرف كند اندره مورا [ 2007/4/28 ] [ 9:44 PM ] [ محمود ]
[ ]
رفتم؛ مرا ببخش و مگو او وفا نداشت
[ 2007/4/13 ] [ 7:56 AM ] [ محمود ]
[ ]
به کودکی گفتند عشق چیست؟ گفت بازی
به نوجوانی گفتندعشق چیست؟گفت رفیق بازی
به جوانی گفتندعشق چیست؟گفت پول وثروت
به پیرمردی گفتندعشق چیست؟گفت عمر
به عاشقی گفتندعشق چیست؟کمی تامل کردو
گریست
[ 2007/4/13 ] [ 7:20 AM ] [ محمود ]
[ ]
[ 2007/4/12 ] [ 7:23 PM ] [ محمود ]
[ ]
[ 2007/4/12 ] [ 7:21 PM ] [ محمود ]
[ ]
فرشته ناز منی٭٭ خوشكل و دلدار منی٭٭ اسیر دو چشمونت منم٭٭ میدونم كه باور نداری٭٭ میگم دلت از سنگ شده٭٭ نگو كه بیوفا شدی٭٭ میخوام دست شب و بگیرم٭٭ برم رو سینهاش بشینم٭٭ كه شاید بشم ستاره چشات٭٭ انوقت بیافتم تو نگات٭٭ با چشات نگام كنی٭٭ هر جا كه باشم٭٭ تو من و صدا كنی.
[ 2007/4/12 ] [ 7:17 PM ] [ محمود ]
[ ]
خدايا!
در هر نفس تو را شكر ميگزارم تو را ستايش ميكنم و به تو عشق ميورزم.
تو مرا ياري كن تا ديوارهاي زندان خود ساختهام را فرو ريزم.
و از همه بندها رها شوم.
خدايا!
موهبتهاي فراواني به من بخشيدهاي
و از خطاهاي بسيارم در گذشهاي
پس متبركم كن تا بياموزم كه ببخشم و در گذرم
و قلبم هيچ نفرتي را در خود نگاه ندارد.
خدايا!
مرا از بيهوده گويي مصون دار،
كمكم كن تا با كلام نوراني تكلم كنم
متبركم كن تا با انجام خواست تو
پيوسته با تو كه همه عشق من
و همه زندگي من هستي، بمانم
خدايا!
قلب مرا بگير و به جاي آن قلب خود را به من عطا كن!
تا بتوانم تمام هستي را در قلب خود جاي دهم
و به مخلوقات تو عشق بورزم
به من بياموز، اگر ميخواهم دنيا را تغيير دهم،
بايد خود را دگرگون كنم.
خدايا!
چه چيز را به « تو» تقديم كنم؟
عمرم را؟ هستيام را؟ داراييام را؟
اما اينها كافي نيست، خدايا! مرا بياموز تا بيشتر
و بيشتر به « تو» عشق ورزم، مرا بياموز كه ترا
عشق ورزم و مجنون « تو» شوم. [ 2007/4/1 ] [ 1:58 AM ] [ محمود ]
[ ]
رنگارنگه شهرقشنگه.
ازهمهرنگه.
بیاتماشاکن !!!!!!!!!!!!! [ 2007/3/31 ] [ 3:40 PM ] [ محمود ]
[ ]
اگه خاكستر نشيني، اگه اهل ِ آسموني، اگه جنس ِ خود ِ مايي، اگه از مابهتروني، اگه شاعر، اگه سرباز، اگه قصاب، اگه سارق، اگه ارباب، اگه زارع، اگه پاروزن ِ قايق، اگه آهنگر ُ خرّات، اگه سرگرم ِ تجارت، يا اگه حتا وزيري، پُشت ِ مسند ِ صدارت، عاشقي يعني همين، يعني گناه ِ بي گناه! خوش ترانه، خوش طنين ُ خوش صدايي مث ِ من! بعد از اون ديگه دلت ميشه چراغ ِ راه ِ تو! غير از عشقت كسي ر ُ نمي بينه نگاه ِتو! دنيا تو دست ِ توئه، با هيشكي كاري نداري! همه ي زندگيت ُ به پاي عشقت مي ذاري! يه نفر دلت ر ُ مي دزده فقط با يه نگاه!● [ 2007/3/31 ] [ 7:33 AM ] [ محمود ]
[ ]
گفتم سلام گفتي برو قلبم واست جا نداره گفتم تو رو خدا نرو گفتي که فايده نداره فکر نمي کردم که تو هم مثل غريبه ها بشي دل تو هم سنگي بشه.. يه روز ازم جدا بشي پا رو دلم گذاشتي فکر کردي که کي هستي تو دل ما زياده........ عاشق راستي راستي کي گفته که اگه بري پنجره مون بسته ميشه دلم تو سينه ميميره... يه مرغ پر بسته ميشه اينجوري هام نيست بخدا بهت نميگم که بمون فقط اينو يادت باشه... که من بودم يه مهربون حالا اينو خوب مي دونم تو خيلي بي وفا بودي قلب تو با اون يکي بود تو هم واسش خدا بودي [ 2007/3/31 ] [ 7:9 AM ] [ محمود ]
[ ]
انسانی موفق است که این موشخصات را داشته باشد:
توکل و ایمان به خدا * اراده ی قوی وعزمی راسخ * اندیشه ی مثبت * خود باوری و اعتماد به نفس * جدیت و سخت کوشی * غلبه بر ترس و اضطراب * دوری از نا امیدی وخستگی * تشکر از خانواده ویاری کنندگان * تمرکز بر موفقیت و ادامه ی ان........ [ 2007/3/31 ] [ 4:0 AM ] [ محمود ]
[ ]
اموخته ام که...
بهترین معلم کلاس درس دنیا پیر ترین فرد دنیاست// داشتن کودکی که در اغوشم به خواب رفته است زیباترین حس است که در دنیا وجود دارد// مهربان بودن بسیار مهم تر از درست بودن سرو وضعم است// هرگز مباید به هدیه ی از طرف کودک (نه)گفت// همه جا به دوستی نیاز دارم که لحظه ی به او به دور از جدی بودن باشم// خداوند همه چیز را در یک روز نیافریده است.پس چه چیز باعث شده که من بیاندیشم که می توان همه چیز را در یک روز به دست اورم // زندگی دشوار است اما من از او سر سخت ترم //
[ 2007/3/31 ] [ 3:51 AM ] [ محمود ]
[ ]
بعد از این با دگران عشق و صفا خواهم کرد
همچو تو یکسره من ترک وفا خواهم کرد ترک سجاده و تسبیح ودعا خواهم کرد بعد از این جای وفا چون تو جفا خوام کرد درس حکمت همه را خواندم و دیدم به جهان بهر هر درد دوائیست دواهای نهان شربت نسخه من باده ناب است بدان زین طبیبان جفاجو مگیرم درمان وسط کعبه دو میخانه به پا خواهم کرد خواهم از شیخ کشی شهره این شهر شوم شیخ وملا و مریدان همه را قهر شوم از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم سر صد شیخ به یک مست روا خواهم کرد از کم و بیش ز بسیار بگیرم از شیخ هر چه اندوخته دینار بگیرم از شیخ آنقدر جامه ودستار بگیرم از شیخ فرش این میکده ها را ز عبا خواهم کرد ما که میخواره و دردی کش آن پادشهیم بهتر آنست که ما جمله بدانجا برویم سر خود را به خم خانه آن شه بنهیم آنقدر باده خوریم تا ز غم آسوده شویم هر که این نظم و سرود خرم و سرشار بود خانه ذوقی خواننده اش آباد بود انتقادی بود از هر سخن آزاد بود تا ابد در دل این کوه صدا خواهم کرد [ 2007/3/30 ] [ 11:3 PM ] [ محمود ]
[ ]
طلیعه بهار
نوبهارست در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
چنگ در پرده همین می دهدت پند ولی
وعظت آنگاه کند که قابل باشی
در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است
حیف باشد که ز کار همه غافل باشی
نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف
گر شب و روز درین قصه ی مشکل باشی
گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر ِ دوست
رفتن آسان بود اَر واقف منزل باشی
حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد
صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی [ 2007/3/30 ] [ 6:58 PM ] [ محمود ]
[ ]
اگه یه روز دلت خواست بدونی که چقدر دوست دارم [ 2007/3/30 ] [ 6:24 PM ] [ محمود ]
[ ]
گرصبركني به صبر بي شك دولت به تو ايد اندك اندك نظامي گر صبرتلخ باشد پند ليكن به صبرت پندجون صبرت شود پند [ 2007/3/30 ] [ 6:9 PM ] [ محمود ]
[ ]
اسرارازل رانه تودانی ونه من ٫ این حرف معمانه توخوانی ونه من٫ پس ازپس پرده گفتگوی من وتو ٫ چون پرده برافتد نه تو مانی ونه من ٫ [ 2007/3/30 ] [ 5:53 PM ] [ محمود ]
[ ]
[ 2007/3/30 ] [ 5:51 PM ] [ محمود ]
[ ]
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی
ولی برای بعضی از افراد تمام دنیایی٫ تورادوست دارم..نه به خاطر شخصیت تو بلکه برای شخصیتی که درهنگام باتوبودن مییابم دوست واقعی کسیاست که دستهای تورابگیردو قلب تورالمس کند هیچ کس لیاقت اشکهای توراندارد وکسی که چنین لیاقتی داردباعث اشک ریختن تو نمی شود اگر کسی توراان گونه که میخواهی دوست ندارد به این معنانیست که تورابا تمام وجود دوست ندارد٫ بد ترین شکل دلتنگی ان است که درکنارکسی باشی وبدانی که هرگزبه اودست نخواهی یافت٫ هر گز لبخند را ترک مکن حتی وقتی ناراحتی چون هر کسی ممکن است عاشق لبخندتو باشد٫ هر گز وقتت راباکسی که حاضرنیست وقتش راباتو بگذراند طلف مکن خودت را زیر فشار روانی نگذار بهترین چیزها زمانی اتفاق میافتد که انتضارش را نداری خود را به فرد بهتری تبدیل کن ومطمن باش که خود رامیشناسی قبل ازانکه شخص دیگری رابشناسی وانتظارداشته باشی که او تو را بشناسد برای چیزی که گذشت غم مخور ٫ به انچهپس از ان خواهد امد لبخند بزن٬ شاید خدا خواسته باشد که ابتدا افرادنامناسب را بشناسی وسپس شخص مناسب را به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر میتوانی شکر گذار باشی٫
[ 2007/3/30 ] [ 5:49 PM ] [ محمود ]
[ ]
تو چرا مي پرسي ؟
تو اگر مي ديدي !
تو اگر مي دانستي !
خنجرازدست رفيقان خوردن ....
كه چه دردي دارد.
از من خسته نمي پرسيدي
كه تو اي مرد.
چرا تنهايي.......... [ 2007/3/30 ] [ 5:26 PM ] [ محمود ]
[ ]
خانه ام وقتی که می آیی تمامش مال تو هرچه دارم غیر تنهایی تمامش مال تو خوب یادم هست گفتی عشق یک بخش است و عشق بخش کردم عشق یکجاییش تمامش مال تو وسعت آرام اقیانوس آرام دلم ای پری خوب تنهایی تمامش مال تو [ 2007/3/30 ] [ 5:6 PM ] [ محمود ]
[ ]
![]() + نوشته شده در پنجشنبه نهم فروردین 1386ساعت 22:38 توسط محمود کلانتری
کارشناسان بر این باورندکه تنش ونگرانی ویاس ونومیدی
ازدشمنان خطرناک برنامه های لاغری به شمار میروند هنگام بروز تنش دربدن تغیراتی به وجورذ میاید که تمایل به خوردن مواد شیرین را بیشتر میکند کارشناسن می گویند که هنگام بروزنگرانی وتنش به جای خوردن شیرینی وشکلات وبیسکویت برای ارامش مغز و فعال شدن ترشح ماده (انورفین) مسکن طبیعی بدن که میزان نگرانی را کاهش میدهد ده-۱۰- بار عمیق نفس بکشید ویا ۱۰ دقیقه راه بروید/// [ 2007/3/30 ] [ 3:40 PM ] [ محمود ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] | ||